موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
35
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
مسلم خود ميدانستند و به هيچ چيز از جان و مال ايشان ابقاء نميكردند - معنى قدرت اين خوانين را مردم درست فهميده بودند ولى اين نكته نيز ناگفته نماند كه بعضى مردمان هنوز هستند كه از طرز حكومت فعلى ناراضى بوده آرزوى بازگشت همان دزدبازار پيش را دارند . سابقا ممكن نبود كسى از حصار شهر تفليس خارج شود بدون اينكه گرفتار راهزنان و دزدان اطراف شهر نشود ولى فعلا كمتر نقطهاى در گروزينى وجود دارد كه شخص براى مسافرت به آن احتياج به سوار داشته باشد . سابقا بواسطهء عدم امنيت تجارت از ميان رفته بود بعلاوه سزارها خود نيز در كمال بيرحمى مبالغ گزافى از تجار ميگرفتند ولى فعلا دارالتجارههاى معتبرى وجود دارد كه با ايران و هشترخان روابط تجارتى عمده دارند . قبلا جادهها خراب و غيرقابل عبور بود حتى معابر شهر تفليس بكمترين رگبار چنان گل و منجلاب مىشد كه تردد در آن دشوارترين كارها بود ولى از زمان حكومت ژنرال يرمولف تغييرات كلى در آن ظاهر شده - درين اندك مدت خانههاى قشنگ بنا كرده ، معابر را سنگفرش نموده و بجاى معابر تنگ كثيف ميدانهاى وسيع قشنگى ساخته و بالاخره اگر كسى پس از يك سال غيبت تفليس را ببيند نخواهد شناخت . اهالى خودشان فهميدهاند كه زندگانى در منازل راحت قشنگ بهتر از زندگانى در لانههايى است كه قبلا داشتهاند ، همچنين فهميدهاند كه اگر پنجره رو به خيابان باز كنند هم مفرح قلب زنان بدبخت اسير ايشان است و هم حقى از شوهران پايمال نميشود ولى فعلا بقدرى در تمام شهر شروع به بنائى كردهاند كه عدهء بناها براى رفع احتياجات عموم كافى نيست . بجاى دارالحكومهء سابق كه از اختلاط معمارى آسيائى و اروپائى به شكل مسخرهآميزى ساخته شده بود فعلا بناى ديگرى بسبك جديد اروپا با ستونهاى مجلل و باشكوه ساختهاند . گرجيها كه سابقا منقد اين تزئينات بودند به طورى عادت كردهاند كه خود